مرتضى راوندى
771
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در سال 1765 ، يك چرخ مكانيكى ريسندگى كه همان دستگاه ريسندگى بود اختراع شد . در سال 1767 ، چارچوب ريسندگى و در سال 1779 ماشين نخريسى اختراع گرديد . و با پيدايش اين ماشينها ، صنعت نخريسى دگرگون گرديد . انگلستان در سال 1780 بيست كارخانهء ريسندگى داشت و ده سال بعد ، شمارهء آنها به 150 رسيد . نخستين ماشينها با چرخهاى آبى به حركت مىآمدند و در نتيجه ، فقط در كنار رودخانهها كار مىكردند . و در اين ايام ، نياز به موتورهايى كه در هرجا قابل استفاده باشد به خوبى احساس مىشد . پير روسو ، در تاريخ صنايع و اختراعات ، مىنويسد : در آغاز نهضت بورژوازى « دستگاه نساجى و كورههاى مرتفع و ماشين چاپ ، در مالكيت صنعتگر كوچكى بود كه خود بتنهايى يا همراه با خانوادهاش و يا حداكثر بكمك چند تن از رفيقان و همكاران ، آن را مورد استفاده قرار مىداد . اما طولى نكشيد كه پيشهوران ديگرى پيدا شدند كه چندين دستگاه نساجى خريدند و تودهاى از مواد اوليه گرد آوردند و آنها را بين كارگران متعدد توزيع كردند ، و بتناوب پارچههاى حاصل را جمعآورى مىكردند و سپس وارد در بازار فروش مىنمودند . به همين ترتيب ، كسان ديگرى پيدا شدند كه ، در عينحال ، چندين كورهء آهنگرى يا چندين ماشين چاپ را در يك كارگاه گرد آوردند و جمعى از اهل فن را دور خود جمع كردند كه هيچيك از آنها صنعتگر مستقل و آزاد نبود بلكه بعنوان كارگر مزدور در خدمت وى فعاليت مىكرد » « 1 » و اين كارگران را در حداكثر مدت ممكن در هر شبانهروز به كار واحدى مشغول مىداشتند ، و همين بيدادگرى سرمايهداران ، منشاء مبارزات اجتماعى و اقتصادى وسيعى گرديد . مسألهء لباس : « اختراعات فنى فرزند احتياجات هستند ؛ و براى آدمى مهمترين احتياجات بعد از غذا خوردن ، مسألهء لباس پوشيدن است و به همين دليل ، در همهء ادوار ، موضوع پوشش يكى از مهمترين اشتغالات آدمى بوده است . ابتدا كشف كتان ، در اين راه ، پشتيبان انسان شد و مدتهاى مديدى ، پارچهء كتان مهمترين وسيلهء رقابتناپذير براى تهيهء پوشاك بود . پشم نيز تقريبا همانقدر قديمى است كه كتان . با اين حال ، پارچههاى پشمى كه از كرك گوسفند مرينوس درست مىشوند ، فقط از اواخر قرن هيجدهم ، ابتدا در فرانسه و سپس در انگلستان متداول گرديد . در اين اوقات ، استعمال پارچههاى پنبهاى در تمام اروپا عموميت داشت و از ابتداى قرن هفدهم ، كشت پنبه در آمريكاى شمالى متداول گشته بود و حتى بايد تعميم بهرهبردارى از غلامان سياهپوست را نيز يكى از نتايج فراوانى كشت پنبه بدانيم . علاوه بر كتان و پنبه و پشم ، بايد ابريشم را نيز در اين فهرست وارد كنيم . مسلما پارچههاى ابريشمى براى مصارف عمومى مورد استعمال نداشت ، و هركس نمىتوانست از آن استفاده كند . اما وقتى كه سطح زندگى پيشهوران و ساير طبقات در اروپا بالا رفت ، اهميت ابريشم ، روزبروز ، رو بتزايد گذاشت و به زودى ، همچون نمايندهء تجمل و تفاخر محسوب
--> ( 1 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين . 198 .